تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers
آرین کوچولوی ما
آرین کوچولوی ما

سلام دوستاي خوب و نازنين

خيلي خيلي خوش اومدين  

امروز بالاخره بعد از يك غيبت شش ماهه اومدم دستي به سر و روي وبلاگ گل پسرم بكشم و وبلاگش رو آپ كنم .  ان شاالله كه خود جيگر جون زودي بزرگ ميشه و زود زود مي ياد آپ مي كنه و به وبلاگهاتون سر مي زنه

 

اول از همه سال نوي همه شما دوستاي مهربونم مبارك باشه . ان شاالله كه سالي خوش توام با شادي و سلامتي پيش روي همتون باشه .

دوم اينكه امروز ۲۶ فروردين ماه ، گل پسر ما دقيقا سه سال و شش ماه داره .

عزيزم سه سال و نيمگيت مبارككككككككككك

ان شاالله بيايي و يه روزي خبر سه سال و نيمگي بچه هات و نوه هات رو اينجا بنويسي . اون وقته كه مي فهمي كه چه كيفي داره وقتي ماماني يا بابايي مي يان و لحظات بزرگ شدن ميوه هاي زندگيشون  رو واسش تبريك ميگن و روز به روز شاهد قد كشيدن دسته گل نازنينشون هستن .

سوم اينكه تو اون چند ماهي كه آپ نشديم ، يه عالمه حرف و مناسبت و ... هست كه دونه دونه نميشه همه رو تعريف كنم و بعضي از مهمترين هاش رو تيتر وار مي نويسم :

ــ ۱۷ فروردين ۹۱ كه ششمين سالگرد عقد من و آقاي همسر بود

ــ اوايل فروردين ۹۱ هم عمه مريم و عمو بابك ،‌تشريف بردن ماه عسل و بعدش هم زندگي مشتركشون رو زير يك سقف شروع كردن ان شاالله كه خوشبخت بشن و به پاي هم پير بشن

ــ ۱۷ اسفند ۹۰ هم دختر عموي ناناز آرين به دنيا اومد . يه دختر ناز به نام محني كوچولو .

ــ۲۱ بهمن ۹۰ هم عمه شبنم و عمو آرمان عروسي كردن و رفتن سر خونه زندگي عشقولانه شون . الهي كه خوشبخت بشن

 

و اما تعطيلات عيد :

عيد امسال رفتيم جزيره قشم. اين دومين بارمون بود كه به جزيره قشم سفر مي كرديم ( اولين بار عيد ۸۹ رفته بوديم ). عيد پارسال هم كه كيش بوديم و خيلي عالي بود .  قشم هم خيلي خوب بود و خوش گذشت ولي خب بين خودمون بمونه ، زيبايي و آرامش و تميزي و شيكي كيش يه چيز ديگست

من و آرين و بابايي ، ۲۹ اسفند بعد از ظهر از اردبيل حركت كرديم و شب كاشان بوديم . دوباره صبح راه افتاديم و در لحظه تحويل سال در حوالي شهر " اردستان " بوديم .

زمان تحويل سال ۸:۴۴ صبح بود . كمي پياده شديم و يه سري از اين ترقه ها و فشفشه ها و ... تركونيدم و شلوغ بازي و بعدش هم تبريكات و دعا و آرزوهاي خوب و .... و راه افتاديم .

هفت سين داخل ماشينمون هم اينا بودن :

 ۱- ساعت  ۲- سي دي  ۳- سوهان  ۴- سبد  ۵ - سكه   ۶- سيب  ۷- سوئيچ

البته يه هفت سين جاده اي هم من و همسري با هم ساخته بوديم كه مي نويسم بمونه يادگاري

۱- سبزه  ۲- سيم برق  ۳- سرعت گير  ۴- سوخت سي ان جي  ۵ - سنگ ۶- سبقت ممنوع  ۷- سفر!

 

خلاصه به لطف رانندگي خوب آقاي همسر ( بزنم به تخته ) شب رو در درگهان قشم خوابيديممن كه اصلا باورم نمي شد به اون زودي تو قشم باشيم .  يعني بعد تحويل سال از مسير نايين و اردكان و ميبد و شهر بابك و حاجي آباد و بندرعباس و بعدش بندر پهل رفتيم و بعد هم با ماشينمون سوار لنديگرافت شديم و رفتيم جزيره زيباي قشم .

 اينجا ايستگاه شترسواري بود در حوالي شهر اردكان يزد

چهار روز تو قشم بوديم و حسابي گشتيم و شكر خدا خيلي خوش گذشت . هواش هم خيلي خوب بود و از برف و سوز و سرماي ارديبل اونجا خبري نبود و خيلي مزه مي داد .

تو درگهان دو تا پاساژ دو دلفين و پاساژ دريا  و كمي هم پاساژ نور واسه خريد خيلي عالي بودن و علاوه بر جنسهاي چيني ،‌ كلي هم لوازم و پوشاك تركيه و كره و تايلند و ماركهاي معروف و... هم فراوون بود .

 

آرين و دوست دخترش كه تو ساحل درگهان كلي بدو بدو مي كردن

خود قشم هم پاساژ ستاره و پرديس خوب بودن ولي درگهان بهتر از اونها بود .

جاهاي ديدنيش هم رفتيم . پارك زيتون هم خوب بود و لب ساحل بود و با صفا . سينما چهار بعدي هم داشت كه ظاهرا خيلي هيجان انگيز بود ولي چون نوشته بود واسه بچه هاي زير ۶ سال ممنوع ، ما هم به خاطر آرين نرفتيم .

جنگل هاي دريايي و زيباي حرا هم رفتيم كه خيلي خوب بود . يه جنگل بزرگ داخل آب!!! كه سوار قايق شديم و رفتيم گشتيم . اون درختها با آب شور دريا و سواحل جزر و مدي سازگار بودن و به گفته اهالي ريشه اون درختها آب شور دريا رو تبديل به آب شيرين مي كنه ! اونجا زيستگاه درناهاي زيبايي هم بود .

 

اينجا هم اول جنگل حرا كه پر بود از قايقهايي كه آماده بردن توريستها و مسافران به داخل جنگل بودند .

جنگل حرا داخل دريا كه با قايق مي رفتيم

اينم نمونه اي از درنا

يه روستاي توريستي هم بود به نام روستاي شيب دراز ، كه در فاصله ۴۵ كيلومتري شهر قشم بود. اونجا هم رفتيم كه ساحل تخم گذاري لاك پشتها بود .  البته ما ظهر اونجا بوديم و لاكپشتها رو نديدم . اهالي  مي گفتن لاكپشتها حوالي ۱۲ شب مي يان ساحل و تخم گذاري مي كنن و تولد بچه لاك پشتهاي پوزه عقابي و ...  

 

آرين در ساحل لاك پشتها

راستي تو هر جاي قشم كه مي رفتيم ، كلي زن ها و دختر بچه هايي بودن كه  رو دست ،نقش حناهاي خوشگلي نقاشي مي كردن . تو جزيره لاكپشتها هم يه دختري بود داديم رو دست آرين يه نقش حناي خوشگل زد و واسه آرين خيلي جالب بود و به همه نشون مي داد 

 

بعدش هم رفتيم سوار قايق شديم و رفتيم خليج دلفينها كه خييييييييلي عالي بود و كلي هم اطرافمون دلفين ديديم كه دسته جمعي از آب بيرون مي اومدن و شنا مي كردن و خيلي هيجان انگيز بود  بعد هم رفتيم جزيره هنگام و ساحل نقره اي كه خيلي قشنگ بود و ماسه هاش برق مي زدن و كاملا مي درخشيدن مثل اكليل  

بعد هم با قايق به قسمتي از دريا بردن كه پر بود از ماهي هاي رنگي جورواجور و بسيار زيبا كه دسته جمعي با هم حركت مي كردن  

اينجا تو آب بيسكويت ريختيم و ماهي ها واسه خوردن بيسكويت داشتن رو سر و كله هم مي پريدن

غار تاريخي خربس و دره ستاره ها و آكواريوم و .... رو هم كه دو سال پيش همه رو رفته بوديم و ديگه نرفتيم .

اينم نمونه هايي از صنايع دستي جزيره قشم كه كلا با انواع صدفها و حلزون و ... به طرز جالبي ساخته بودن و تو بيشتر جاهاي جزيره مي فروختن .

 

 

 

خلاصه چهار روزي قشم بوديم و حسابي گشتيم و بعد هم به خوبي و خوشي دوباره از همون مسير برگشتيم شهرمون .

در مسير برگشتمون هم تو ورودي شهر قم ، مثل هر سال چند تايي غرفه زده بودن و ايستگاه نوروزي داير بود . يكيش هم غرفه كودكان بود و بچه ها مي رفتن بازي مي كردن و نقاشي مي كردن و نقاشي هاشون رو مي زدن رو ديوار . آرين هم كه عشق نقاشي ، رفت  كلي نقاشي كشيد و چسبوندنش كنار نقاشي بچه ها رو ديوار غرفه  .

 

 

 

سيزده بدر هم همراه مامان و باباي همسري ، به يه جاي با صفايي در اطراف  روستاي رز رفته بوديم كه آرين كلي با بابابزرگ جونش كوهنوردي و صخره نوردي كرد و خوش گذروند .

      

 

ممنون كه با ما همراه بودين

تا آپ بعدي باي تا هاي


برچسب‌ها: عيد 91, جزيره قشم


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 توسط رویا

سلاااااااااااااااااااااام دوستاي نازنين  

 

به وبلاگ آرين كوچولوي سه ساله ما خوش اومدين

 

 

سه شنبه ۲۶ مهرماه تولد سه سالگي گل پسر شيرين و دوست داشتنيمون بود.

 

ديشب يه تولد كوچولوي كفشدوزكي واسه آرينمون گرفتيم و شكر خدا با اينكه ساده و خودموني بود ولي

 به همه ومخصوصا آرين وخودمون خيلي خيلي خوش گذشت.

 

یه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر وجودت به افتخار بودن

  

 

 

آماده حمله به كيك  

  

 اينجا داره نشون ميده كه سه ساله شده

 

اينم آرين و پسر خاله نانازش عرفان كوچولوي دو ساله

اين دخمل جيگر و ناناز هم دختر دايي آرين ، روژينا كوچولوي يك ساله

 

 اينم كيك  كفشدوزكي كه خيلي خوشمزه هم بود

 البته عكسها تعدادش خيلي زياده كه بيشترش دسته جمعي هستش .

فيلمش هم خيلي قشنگ و شاده . مخصوصاّ با آهنگهاي شاد تولدت مبارك

 

البته در جريان هستين كه امسال هم من و هم همسر گرامي خيلي سرمون شلوغ تر شده و مدام بين شهرها در رفت و آمديم همه كارهاي تولد هم تقريبا در دقيقه نود انجام شد . مثلاّ كلاه تولد قرمز گير نياورديم و نيم ساعت مونده به اومدن مهمونها ، بابايي جونش يه كلاه قرمز خوشگل واسش درست كرد و با برچسبهاي مشكي خال خاليش كرد

بعضي از چيزهايي كه مد نظرم بود رو هم گير نياوردم ولي چون مجلس خودموني بود و من هم سخت نگرفتم و شكر خدا خيلي شاد برگزار شد و با اينكه فقط يه ردپايي از تم كفشدوزكي داشت ولي چون اين ورا تولد تم دار مرسوم نيست ،‌ واسه مهمونها جالب بود .

 

با تشكر از دوست بسيار خوبم معصوم جون مامان ائلمان كوچولوي ناناز به خاطر راهنمايي هاي كفشدوزكيشون

 

ممنون كه با ما همراه بودين

فعلاّ باي تا هاي

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 توسط رویا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.


شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود